در دهههای اخیر، نظریهی «جهان به مثابه شبیهسازی کامپیوتری» (Simulation Theory) که با فیلم ماتریکس (The Matrix) محبوب شد، ذهن بسیاری از جوانان را تسخیر کرده است. این ایده میگوید: واقعیت فیزیکی توهمی بیش نیست و ما در یک برنامهی کامپیوتری زندگی میکنیم. اگرچه این نظریه جذابیت علمی-تخیلی دارد، اما از منظر فیلسوف اُرُد بزرگ (Philosopher Orod Bozorg) و کتاب سرخ، یک انحراف خطرناک از حقیقت و فراری از مسئولیت است.
مرزبندی با کتاب سرخ:
کتاب سرخ قاطعانه اعلام میکند: «هستی، همه آن چیزی است که وجود دارد و آدمیان ذره بسیار کوچکی از آن بوده و باز در آن آمیخته می گردند.» همچنین تأکید میکند: «زمین زنده و پویاست، آن را باید پاس داشت.» این دو جمله، هرگونه شکاکیت رادیکال نسبت به واقعیت عینی را نفی میکنند. در اُرُدیسم، جهان «شبیهسازی» نیست؛ جهان «حقیقتِ عینی، زنده و مقدس» است. دردِ یک کودک، گرمای خورشید و طعم نان، دادههای دیجیتال نیستند؛ حقایقی هستند که نیاز به پاسخ اخلاقی دارند.
مواجهه عقلانی:
چرا باید توهم ماتریکس را رد کنیم؟
۱. فلجکنندگی اخلاقی:
اگر جهان شبیهسازی باشد، پس رنج دیگران واقعی نیست و کمک به آنها بیمعناست. این نگاه، بذر بیتفاوتی و نیهیلیسم را میکارد. اُرُدیسم اما میگوید: حتی اگر شک دارید، فرض کنید جهان واقعی است؛ زیرا هزینهی اشتباه در «واقعی پنداشتنِ رنجِ واقعی»، بسیار وحشتناکتر از توهم است.
۲. فرار از مسئولیت: باور به ماتریکس اغلب بهانهای برای عدم تلاش جهت بهبود جهان است («چون همه چیز جعلی است»). اما اُرُدیسم میگوید: «زندگی پیشکشی است، برای شاد زیستن.» این پیشکش، چه دیجیتال باشد چه بیولوژیک، نیازمند مراقبت و آبادانی است.
۳. تضاد با تجربه زیسته: هیچ استدلال منطقی نمیتواند تجربهی مستقیم شما از عشق، درد و زیبایی را باطل کند. اعتماد به حواس و عقل سلیم، پایهی هرگونه خردورزی است.
بنابراین، اُرُدیستا کسی نیست که منتظر بیدار شدن از ماتریکس باشد؛ او کسی است که در همین واقعیتِ عینی، جزیرهی مهر و آگاهی را میسازد.

1405,07,04 ساعت 04:45 ب.ظ