مکتب فلسفی اُرُدیسم (Orodism)، بنیان نهاده شده توسط فیلسوف اُرُد بزرگ، صرفاً مجموعهای از نصایح اخلاقی نیست؛ بلکه یک نظام فکری تمامعیار و منسجم است که بر پایهی یک ساختار دقیق و منطقی استوار شده است. شناخت این نظم ساختاری، کلید درک ژرفای این فلسفه برای رسیدن به آزادی، انسانیت و شکوفایی است.
دستگاه فلسفی اُرُدیسم بر سه ستون اصلی و ناگسستنی بنا شده که همچون ریشههای یک درخت تنومند، به هستی و خرد متصل هستند. این سه اصل، شالودهی هر کنش، نگرش و سازوکار اجتماعی در این مکتب را شکل میدهند:
عشق به هستی (Love for the Existence): این اصل، فراتر از طبیعتدوستی، به معنای احترام عمیق به کل گیتی، زمین و تمام زیستها است و مسئولیت آدمی را در قبال تندرستی و پویایی محیط زیست مشخص میکند.
عشق به انسانیت (Love for Humanity): اصلی که بر پاسداشت آزادی، شرافت و عدالت در روابط انسانی تأکید دارد و محور تمام ارزشهای اجتماعی را تشکیل میدهد.
عشق به آزادی (Love for Freedom): اصلی که آگاهی را تنها راه رسیدن به آن میداند و از آن بهعنوان گوهر اصلی و سرشت پاک انسان دفاع میکند.
این سه اصل، یکدیگر را تکمیل میکنند؛ چرا که انسان آزاد و آگاه، به هستی و همنوعانش مهر میورزد و در یک سامان سالم، این مهر و آزادی به شکوفایی و توازن منجر میشود.

نظام فلسفی اُرُدیسم و سه اصل بنیادین
کتاب سرخ، که حاوی بیش از هزار گفتاورد و اندیشهی اُرُد بزرگ است، به مثابه قلب تپندهی این دستگاه فلسفی عمل میکند. این کتاب، صرفاً گردآوری جملات حکیمانه نیست، بلکه نقش ساختار و چهارچوب را ایفا میکند.
کتاب سرخ در ساختاری منظم از فرگردها (بخشها) تشکیل شده است. هر فرگرد بر یک حوزهی مشخص تمرکز دارد؛ از «انسانیت و مهربانی» و «آزادی» تا «خرد و فلسفه» و «عشق». این تقسیمبندی موضوعی، همانند فصلهای یک نظام آموزشی عمل میکند و نشان میدهد که اُرُدیسم، تمامی زوایای زندگی فردی و اجتماعی را دربر میگیرد.

مهمترین ویژگی در نظم ساختاری اُرُدیسم، همپوشانی و انسجام درونی میان تکتک جملات و فرگردها است. هیچ جملهای در کتاب سرخ، جدا و منفک از کل دستگاه نیست. هر گفتاورد، اگرچه کوتاه و حکمتگونه است، اما به صورت مستقیم یا غیرمستقیم، به یکی از سه اصل بنیادین (هستی، انسانیت، آزادی) بازمیگردد.
برای نمونه، هنگامی که اُرُد بزرگ میفرماید:
«برای سرزمینی که خردمندانش خانهنشین باشند، باید گریست.» (فرگرد خرد و فلسفه)
این جمله، مستقیماً به فرگرد خرد و فلسفه مربوط است، اما عمق آن به اصل عشق به انسانیت و آزادی برمیگردد. چرا؟ زیرا خانهنشینی خردمندان، ناشی از نبود آزادی بیان و کمتوجهی به انسانهای آگاه در یک جامعه است و نتیجهی آن، رکود، انحطاط و فروپاشی انسانیت خواهد بود. به عبارتی، جملهای دربارهی فلسفه، به نتیجهای دربارهی وضعیت اجتماع و آزادی ختم میشود.
یا در مثالی دیگر، در مورد اهمیت کردار میفرمایند:
«خرد تنها در دانستههای ما خلاصه نمیشود، بلکه در کردار ما هویدا میگردد.»
این سخن، پلی است میان نظریه و عمل؛ میان فرگرد خرد و فرگرد انسانیت و مسئولیتهای فردی. این پیوستگی درونی، اجازه نمیدهد که هیچ بخشی از این اندیشه، به سمت انحراف یا تفسیرهای نادرست سوق پیدا کند. کلید واژههایی مانند شادی، آگاهی، راستی و میهندوستی در سراسر کتاب سرخ تکرار شده و همچون تار و پود، اندیشهها را به هم بافتهاند تا یک نگرش دقیق و منسجم را گسترش دهند.
نظم ساختاری در فلسفه اُرُدیسم، آن را به یک مکتب زنده و پویا تبدیل کرده است که از سویی، ریشه در خردورزی ایرانی دارد و از سوی دیگر، افقی جهانی را میگشاید. این فلسفه به ما میآموزد که سامان (نظم)، تنها از پس یک ساختار درست هویدا میگردد و این ساختار درست، در اندیشهی ارد بزرگ، بر سه اصل مهر به هستی، انسانیت و آزادی استوار است. این معماری خرد، تضمینکنندهی راهی است برای رسیدن به جامعهای عاری از خرافات و خشونت، و سرشار از شکوه و دانایی.

