همچون گذشته امروز نیز نام فیلسوف محبوبمان حکیم ارد بزرگ را در جستجوگر محبوب یوز سرچ کردم گزارش بسیار آموزنده ایی دیدم در خبرگزاری ایرنا ، که آن را تقدیم حضور شما خوانندگان محترم این وبلاگ می نمایم:
«بررسی مطبوعات»
ارتقای ادبیات کودک و نوجوان؛ راهکاری مناسب در جهت رشد فرهنگ کتابخوانی
تهران- ایرنا- ادبیات کودک و نوجوان قلمرو گسترده ای از نوشته
ها و سروده های ادبی است که در آن حس و حال کودکانه حاکم و با زبان مناسب
کودکان نوشته می شود. دنیایی که نویسنده با فراهم ساختن محیطی لذت بخش به
شناساندن خویشتن، ایجاد احترام به اصالت انسانی، علاقه مند کردن آنان به
مطالعه و تقویت صلح در جهان می پردازد.

مطبوعات کشور به طور روزانه مهمترین و برجسته ترین
رخدادهای داخلی و خارجی را پوشش می دهند. این در حالی است که بخش زیادی از
خبرها، یادداشت ها، گزارش ها، گفت وگوها و ... به انعکاس شرایط اجتماعی و
فرهنگی جامعه اختصاص می یابد؛ موضوعی که توجه ویژه به آن اهمیتی فزاینده
دارد.
گروه اطلاع رسانی ایرنا؛ موضوع های یادشده را که انعکاس قابل
توجهی در روزنامه های صبح یکشنبه 18 تیر 1396 داشت؛ با هدف آگاهی بخشی و
اطلاع رسانی بررسی کرده است.
** علاقه مند کردن کودک و نوجوان به مطالعه زمینه ساز تقویت صلح در جهان
شورای
عالی انقلاب فرهنگی، بنابر پیشنهاد شورای فرهنگ عمومی 18 تیر را به عنوان
روز ادبیات کودک و نوجوان در کشور اعلام کرد. روزی که با درگذشت مهدی
آذریزدی نویسنده و بازنویس برجسته کودک و نوجوان همراه بود.
روزنامه«ابتکار»
در گزارشی با عنوان«بچههای کتاب نخوان!» به مناسبت «روز ملی ادبیات کودک و
نوجوان»، استقبال خانوادهها از کتاب های این رده سنی را بررسی کرد و
نوشت: این روزها بیشتر بچهها برای خودشان اتاق اختصاصی دارند. چیزهای
مشترک این اتاقها، تخت، میز تحریر، یک کامپیوتر یا کنسول بازی و یک
کتابخانه کوچک خاک گرفته که معلوم است مدتهاست کسی سراغی از آنها نگرفته
اما چرا بچهها خیلی علاقهای به کتاب ندارند. والدین چقدر در این
بیعلاقگی نقش دارند؟
در ادامه این گزارش می خوانیم: 18 تیر روز
درگذشت مهدی آذریزدی، نویسنده بزرگ کودک و نوجوان، در تقویم رسمی کشور به
نام «روز ملی ادبیات کودکان و نوجوانان» ثبت شده است. «قصههای خوب برای
بچههای خوب»، «قصههای تازه از کتابهای کهن»، «گربه ناقلا»، «گربه
تنبل» و «مثنوی» از جمله آثار این نویسنده برای کودکان و نوجوانان است. در
این سال ها هم افراد زیادی وارد عرصه ادبیات کودک و نوجوان شدهاند اما
آیا هنوز هم بچه ها علاقهای به کتاب خواندن دارند یا بازی های رایانهای
برایشان جذابتر است؟ آیا پدر و مادرهای امروز که خوانندگان دیروز کتاب
های امثال مهدی آذریزدی بودند، برای بچه های شان کتاب های مناسبی تهیه
میکنند و آنها را به کتابخوانی تشویق میکنند؟
روزنامه«جام جم»
با درج یادداشتی با عنوان«نگاه فانتزی به مخاطب کودک» که به قلم افشین علاء
نگاشته شد، آورده است: ادبیات کودک در ایران پس از نهضت مشروطه و رونق
یافتن فضاها و قالبهای جدید ادبی، بهصورت جدی و تخصصی پا به عرصه حضور
گذاشت. شعر کودک نیز از همین مقطع به مخاطب ایرانی معرفی شد. اما کار پرحجم
و حرفهای در حوزه شعر کودک در دهههای بعد شکل گرفت، با آثار شاعرانی چون
پروین دولت آبادی و عباس یمینی شریف. ولی من «نیما»ی شعر کودک را محمود
کیانوش میدانم. کیانوش با وسواس و اشراف بیشتری به سرودن برای گروههای
مختلف سنی کودک و نوجوان پرداخت و در کنار آن به کار تحقیقی نیز همت گماشت.
به گونهای که کتاب ارزشمند «شعر کودک در ایران» او هنور هم مرجعی معتبر
است. شاعران پس از او هم بدون هیچ تردیدی همگی پیرو نگاه و شیوهای هستند
که از کیانوش آغاز شد.
در ادامه این یادداشت آمده است: اما آنچه پس
از پیروزی انقلاب در حیطه شعر کودک اتفاق افتاد، رشد و ارتقای کمی و کیفی
چشمگیری بود که هیچ ناظر منصفی نمیتواند منکر آن باشد. اگر تا قبل از
انقلاب دو یا سه چهره مشهور در شعر کودک داشتیم، پس از انقلاب لااقل به
تعداد انگشتهای دو دست، شاعر جدی و صاحب سبک پیدا شدند که بهدنبال خود،
نسلی جدید از شاعران جوان تر را پرورش دادند. به گونهای که امروز شاهد
فعالیت دهها شاعر کودک و نوجوان هستیم که با جدیت تمام برای گروههای سنی
خردسال، کودک و نوجوان شعر میگویند.
تعدد ناشران و نهادهای تخصصی شعر
کودک اعم از دولتی و غیردولتی نیز از دستاوردهای خطیر سالهای پس از پیروزی
انقلاب اسلامی است. اما با وجود همه این توفیقات با کمال تاسف باید بگویم
نهال شعر کودک که در دهه 60 بالندگی و شکوه خاصی یافته بود، هماکنون دچار
آفاتی فراوان شده است.
روزنامه«قانون» در یادداشتی با عنوان«ادبیات
کودک و نوجوان و ارتقای نظام آموزشی» می نویسد: کودکی و نوجوانی موضوعی
مهم به ویژه در دهه نخست زندگی افراد است. موضوعی که به ویژه به ایجاد هویت
ملی در کودک می انجامد و به دلیل نقش داشتن در شکل گیری شخصیت فرد و نحوه
رفتار و عملکرد وی در سالیان آتی از اهمیت ویژه ای برخوردار است. خوشبختانه
شاهدیم که در سال های گذشته ادبیات در کتب آموزشی کودکان از وجه تخصصی
بیشتری برخوردار شده است. کتاب ها تغییر کرده و بچه ها به شکل وزین تری
ادبیات فارسی را فرا میگیرند.
مهدی بهلولی کارشناس آموزشی در
ادامه این یادداشت نوشت: کتاب های خواندن و نوشتن از یکدیگر جدا و به همان
نسبت دلپذیرتر شده است. در گذشته کتاب های آموزشی چندان با کتاب های
بزرگسالان تفاوتی نداشت. در حال حاضر حتی نوع گرافیک نیز بهتر و مناسب بچه
ها است و جدید بودن شیوه های آموزشی اهمیت پیدا کرده است. یک دلیل عمده این
است که در گذشته خانواده ها اینقدر اطلاعات نداشته و روی آموزش بچه ها
حساس نبودند. حالا پیگیری و حساسیت و انتظار خانواده ها از مدارس بیشتر شده
و آموزش پرورش هم ناچار است تا حد زیادی خود را با توجه به سطح انتظار
خانواده ها و فرهنگ و ارتباطات جامعه به روز کند.
روزنامه«رسالت» با
انتخاب یادداشتی با عنوان«ما، فرزندانمان و ادبیات» که به قلم سیدحمیدرضا
شریعتمداری نگاشته شد، آورده است: امروز هجدهم تیرماه در تقویم، روز
ادبیات کودک و نوجوان نامیده شده و نگارنده از این فرصت استفاده کرد تا با
اشغال کردن گوشهای از صفحه روزنامه، بتواند گوشهای از صفحه ذهن خوانندگان
را معطوف چنین موضوعی کند. توجه به ذهنیت، خلاقیت و تواناییهای کودکان و
نوجوانان از دیرباز یکی از دغدغههای دانشمندان علوم انسانی، روان شناسان و
روان پژوهان و ... بوده است. در همین راستا چه بسیار نویسندگان، هنرمندان و
شاعرانی که جهت جهش فکری و روحی این گروه سنی، گام های موثری برداشتهاند و
گاه دست به اکتشافات والای ذهنی و روانی در حوزه انسانسازی و شخصیت شناسی
برده اند.
در ادامه می خوانیم: در دستور زبان فارسی، اضافه گاه
برای نشان دادن ملکیت و گاه برای بیان تخصیص و ویژگی به کار می رود. اضافه
گشتن کلمه ادبیات به کلمه کودک یا نوجوان جهت بیان تخصیص و ویژگی است و
بدون تردید غرض از (ترکیب) ادبیات کودک و نوجوان آن دسته از داستان ها ،
افسانه ها ، اشعار و مثل هایی است که خاص کودکان و نوجوانان به وجود آمده
است . نباید فراموش کرد این ذهن بارورانه کودکان و نوجوانان است که می
تواندمردان و زنان باروری را تحویل اجتماع بخشد.
روزنامه«حمایت» در
گزارشی با عنوان«چالشهای نشر کودک و نوجوان» نوشت: 18 تیرماه همزمان
با سالگرد درگذشت مهدی آذریزدی، به عنوان روز ادبیات کودکان و نوجوانان در
تقویم رسمی کشور به ثبت رسیده است؛ نویسندهای که چندین نسل با کتابهای
او خاطرات ماندگاری دارند. اما اینکه در حال حاضر حوزه ادبیات و نشر کودک و
نوجوان در چه وضعیتی قرار دارد، پرسشی است که روزنامه «حمایت» از نادر
قدیانی، مدیر انتشارات قدیانی و ناشر برتر حوزه ادبیات کودک و نوجوان در
سال 95 و یحیی علوی فرد نویسنده و شاعر و مبتکر قالب «شعرک» در ادبیات
کودک، مطرح کرده است.
در ادامه آمده است:قدیانی در خصوص وضعیت نشر
در حوزه ادبیات کودک و نوجوان به «حمایت» گفت: در واقع کتابهایی که در
حوزه ادبیات کودک و نوجوان منتشر میشود ویژگی خاص خود را دارد اما برخی،
فکر میکنند چون این کتاب مختص کودک و نوجوان است بهراحتی از کنارش
میگذرند درحالیکه بهعنوان یک ناشر این حوزه معتقدم توجه به حوزه کتاب
کودک و نوجوان خیلی جدیتر و کارشناسیتر از بقیه رشتهها و گروههای سنی
باید دنبال شود.
یحیی علوی فرد در خصوص وضعیت نشر در حوزه ادبیات
کودک و نوجوان گفت: بایدقبل از بیان این مسئله به بررسی دقیق واژه «ادبیات»
بپردازیم. برای روز ادبیات کودک و نوجوان ما با دو کلمه ادبیات و کودک
روبرو هستیم که برای واژه کودک و گروههای سنی آن، تعریفهای زیادی تاکنون
شده است. بیشتر صحبت ما در حال حاضر واژه ادبیات و معنای آن است و اینکه در
روز ادبیات کودک چهکاری میخواهیم بکنیم.
** ضرورت حفظ محیط زیست به عنوان مطالبه عمومی
موضوعات
زیست محیطی در چند دهه اخیر به حوزه فعالیت و نگرانی بینالمللی تبدیل
شده که با مسایل جهانی در ارتباط است. منابع طبیعی و محیط زیست متعلق به
شخص یا گروه خاصی نیست و به عنوان یک سرمایه ملی قلمداد می شود و حفظ و
حراست و توجه به این منابع و بهره گیری مطلوب از آن زمینه ساز توسعه پایدار
است و این مهم مشارکت همگانی به ویژه نهادها و سازمانهای مرتبط را می
طلبد.
روزنامه«ابتکار» با انتخاب یادداشتی با عنوان«مردم و محیط
زیست» نوشت:
دارایی یک کشور،تنها در بانک ها نیست ،گونه های گیاهی ،جانوری
،دارایی با ارزشتری است ،چرا به دنبال زیستگاه های بکر و دست نخورده
هستیم؟پاسخ ساده است چون نمی خواهیم دست نابود گرآدم را ببینیم ( ارد بزرگ )
در جهانی که همبستگی جمعی و درک از هم سرنوشت بودن شرط ضروری برای تدارک هر
تغییری در جهت بهبود وضعیت محیط زیست جمعی است، اما متاسفانه اغلب مردم ما
به رغم تجربیات تاریخی از نهاد دولت ،همچنان چشم براه تغییرات
ازبالاهستند، بی آنکه تفکر کنند که ساختن یک محیط زیست زیبا مانند آنچه در
همه کشورها ی توسعه یافته رخ می دهد نیازمند همراهی و همدلی احاد مردم یک
کشور است، نمونه آن کشورهای ژاپن،کره جنوبی ،سنگاپور، هنگ کنک و...می باشد،
امید بستن به دولتها و تغییرات از بالا در ساخت معضلات محیط زیستی حاصلی
جز از دست دادن زمان وامکانات همبستگی برای همگرایی نیست،گسترش وتعمق
مشارکتهای مردمی نیازمند سازماندهی، نهادسازی و ایجاد شرایط ساختاری مناسب
میباشند هرچند که مشارکت الزاما در چارچوب سازمانها وتشکل ها صورت
نمیگیرد ولی سازمان های وتشکل های مردمی آنرا نهادینه میسازند.
رضا
بژکول در ادامه می نویسد: اگر مردم بخواهند می توانند محیط زیست را سالم
نگهدارند و از آلوده کردن و تخریب آن جلوگیری کنند، این تنها راهی است که
مردم در انتخاب آن آزادند وگرنه هیچ دولتی به تنهایی نمی تواند محیط زیست
را پاکیزه نگهدارد ،محیط مان را تمیز نگه داریم تا مبادا آیندگان برما دریغ
ورزند. اندیشمند لبنانی گفته :دریغ بر ملتی که دم بر نمی آورد،مگر هنگامی
که در تشییع جنازه گام بر می دارد،خود را نمی ستاید،مگر در میان ویرانه
هایش و عصیان نمیکند، مگر هنگامی که گردنش در میان تبر و کنده قرار گیرد.
بیایم درحفاظت از محیط زیستمان منتظر دولت ها نباشیم Ngo می توانند نقش
اساسی درحرکت دادن مردم به سوی این معضل بزرگ داشته باشند ،به امید روزی که
فرهنگ عمومی حفاظت از محیط زیست در کشورمان نهادینه شود.
روزنامه«کسب
و کار» در یادداشتی با عنوان«از بحران زیست محیطی تا موضوع امنیتی» نوشت:
گردوغبارهای نمکی ناشی از ایجاد سدهای آبی توسط کشورهای همسایه مانند
بمبارانهای شیمیایی با ورود به خاک ایران آثار نامطلوبی بر سلامت شهروندان
دارد. موضوع رفع بحران آب با اهمیتتر از شرایط محیط زیستی در شرایط فعلی
است. در حال حاضر عقبماندگی دولت در بهبود وضعیت مدیریت منابع آبی مشهود
است؛ زیرا اقدامات ما در راستای بهبود وضعیت منابع آبی کوتاهمدت است. ما
در زمینه افزایش راندمان آب و آبیاری قطرهای نیز عقب هستیم، بنابراین دولت
باید محور اصلی تمام دستورکارهای جلسات خود را موضوع آب قرار دهد تا بتوان
وضعیت منابع آبی را در راستای یک اندازهگیری کارشناسی شده مشخص کرد.
غلامعلی
جعفرزاده ایمن آبادی در ادامه این یادداشت می نویسد: استان های شمالی ما
که پرباران ترین استانهای کشورند، هم اکنون با مشکل منابع آبی روبهرو
هستند و این امر نشاندهنده این موضوع است که در زمینه مدیریت منابع آب
وضعیت مناسبی نداریم. در شرایط کنونی سدی در کشور ترکیه احداث شده است که
به اندازه 600 سد ایران آبگیری میکند و لازم است دولت اقدامات اساسی در
راستای مقابله با این موضوع داشته باشد، در غیر این صورت شاهد ورود گرد
وغبارهای نمکی بهداخل کشور خواهیم بود. گرچه سال های گذشته اقداماتی از
جنس آبیاری قطره ای، استفاده بهینه از آب، ایجاد کانال های آبی و عدم
صدور مجوز برای چاههای غیرمجاز و سفره های زیرزمینی انجام شده؛ اما این
مهم با توجه به وضعیت منابع آبی کشور کافی نیست.
روزنامه«جام جم» در
مطلبی با عنوان«رها سازی حقابه زیست محیطی هامون» نوشت: 30 میلیون
مترمکعب آب به عنوان مرحله نخست حقابه زیست محیطی سال 96 تالاب بین
المللی هامون در شمال استان از محل چاه نیمه ها رها سازی شد. تالاب
بینالمللی هامون از سه دریاچه کوچک به نام های هامون پوزک (میانی)، هامون
صابوری (شمالی) و هامون هیرمند تشکیل شده است که در زمان وفور آب به هم
متصل میشوند و دریاچه هامون را تشکیل میدهند. حقابه زیست محیطی تالاب
هامون 60 میلیون مترمکعب است که 30 میلیون متر مکعب آن از محل چاه نیمه
ها از مسیر افضلآباد به سمت کوه خواجه و لورگ باغ با هدف آبگیری هامون
هیرمند و صابوری رهاسازی شده است. با توجه به قرار گرفتن در فصل وزش بادهای
120 روزه و افزایش گرمای هوا، با هدف جلوگیری از تلفات ناشی از این وضعیت
در طبیعت تالاب هامون این رهاسازی در چند مرحله انجام میشود. حقابه زیست
محیطی تالاب هامون نیز با توجه به بررسیهای کارشناسی و نیاز اکولوژیکی
تالاب با هماهنگی شرکت سهامی آب منطقهای استان در مراحل مختلف رهاسازی
خواهد شد. با رهاسازی مرحله نخست حقابه زیست محیطی تالاب هامون تا حدودی
از سطح تلفات ناشی از گرما و توفان در میان گونههای جانوری و گیاهی منطقه
جلوگیری شود.
روزنامه«ایران» با درج گزارشی با عنوان«تهدید پایتخت
با 180 هزار هکتار کانون گرد و غبار در دشت قزوین» می نویسد: هنوز چهار روز
از پایان اجلاس سه روزه بینالمللی گرد و غبار در ایران نگذشته، که سازمان
هواشناسی بار دیگر نسبت به بروز موج جدیدی از گرد و غبار در دو روز آینده
در بخشهایی از کشورمان هشدار داد. گرد و غبارهایی که چند سالی است
بخشهایی از کشور را در برگرفته و با دو منشأ داخلی و خارجی عمدتاً خوزستان
و سیستان را در محاصره خود قرار داده، اما حالا میرود تا حتی تهران،
اصفهان، کرمان، قم، کرج و قزوین را هم تحتالشعاع قرار دهد و در آیندهای
نزدیک مرکزنشینان را هم به سرنوشت خوزستانی و سیستانیها دچار کند اما پرسش
این است گرد و غبارهای شهرهای مرکزی و شمالی ایران از کجا نشأت میگیرد؟
در
ادامه آمده است: کانون های گرد و غبار شهر تهران از دشت بویین زهرا تا
ملارد 180 هزار هکتار وسعت دارد که اکنون این منطقه یکی از مهمترین
کانونهای بحرانی مستعد تولید گرد و غبار در یک قدمی پایتخت است و البته
هنوز به طور جدی شروع به فعالیت نکرده است. مشابه همین وضعیت را در اصفهان
هم داریم چرا که با خشکیدگی تالاب گاوخونی فقط نزدیک به 50 هزار هکتار
تالاب را به بستر جدی تولید گرد و غبار برای شهر اصفهان تبدیل شده که این
هم هنوز در ابتدای راه است و اگر دیر بجنبیم شاید بزودی فعال شود. اما علت
ها برای ایجاد کانون های مستعد گرد و غبار پایتخت متفاوت است. حتماً علت
اولیهاش تغییر اقلیم است اما مسأله مهم این است که ما انسان ها با مدیریت
موجودمان نتوانستیم برای این شرایط الگویی ایجاد کنیم تا بدانیم در
خشکسالی و ترسالیها چه کار باید کنیم تا این رخدادها پیش نیاید.
روزنامه«وقایع
اتفاقیه» درگزارشی با عنوان «تبِ جنوب» تاثیر میزان رطوبت و گرمای
بیسابقه و تاثیرات زیست محیطی و مشکلات پدید آمده در این زمینه را بررسی
کرد ونوشت: هرمزگان، یکی از استانهای جنوبی ایران است که مردمش کمتر هوای
زمستانی یا حتی پاییز را تجربه میکنند. آنها نهتنها هیچ تصوری از سرمای
استخوانسوز زمستان ندارند بلکه زمستان برایشان طعم بهار در نقاط دیگر
ایران را دارد. بااینحال، بهار و تابستان فصل سختی برای اهالی جنوب ایران
است. در این فصل مخاطرات جدی درپی افزایش دما، آنها را تهدید میکند.
گرمازدگی، هجوم حشرات خطرناک، بیآبی، رطوبت بالا و مشکلسازشدن وسایل
گرمایشی، نیمی از مشکلات مردم هرمزگان در فصلهای گرم سال است.
در
ادامه می خوانیم: در این استان هوای گرم که از اسفند آغاز میشود و تا دی
ادامه دارد که اوج آن در ماههای تیر و مرداد خودنمایی میکند و درجه دما و
رطوبت به حدی میرسد که از استاندارد دماسنجها خارج و به صورت واقعی
اعلام نمیشود. استانی که از یک طرف از راه خشکی با فاصله طولانی به
استانهای دیگر، مثل کرمان و فارس و از یک سو به دریا با هزار و 200
کیلومتر همجوار است که چیزی جز گرما و هوای شرجی عاید آن نمیشود.
** آموزش و آگاهی بخشی در جامعه راهکار برون رفت از آسیب های اجتماعی
مساله
آسیب ها و معضل های اجتماعی برای همه جوامع و نظامها از دغدغههای اصلی
مسوولان محسوب میشود، به ویژه برای کشور ما که یکی از اهداف مهم آن،
استقرار نظام اخلاقی و معنوی در جامعه بوده است. اگر آسیبهای اجتماعی
دارای گستره وسیع، تراکم و نرخ رشد بالایی باشد، نه تنها آرامش و امنیت
جامعه را به خطر میاندازد، بلکه حتی ممکن است امنیت ملی کشور را نیز تهدید
کند که در این زمینه آموزش و اطلاع رسانی به همگان و آشنا ساختن افراد با
خطرهای احتمالی می تواند از مهمترین راهکارهای برون رفت از آسیب های
اجتماعی باشد.
روزنامه«آرمان» در گزارشی با عنوان«تداوم شیوع شناسی
اعتیاد» می نویسد: باید آسیب ها و مشکلات اجتماعی را مبتنی بر شواهد و
مسائل روز برنامهریزی کرد. برای بررسی و اطلاع از وضع موجود درباره اعتیاد
یکی از راهکارهای اصلی در اختیار داشتن آمار و اطلاعات صحیح است. برای کسب
این آمار و اطلاعات بررسیهای شیوع شناسی باید در زمینههای مختلف همچون
اعتیاد انجام شود تا به این شکل بتوان از وضعیت موجود آگاه شد و نسبت به
اقدامات انجام شده و هزینههای ناشی از آن پیشبینیهای لازم را انجام داد.
بر اساس شیوع شناسی انجام شده حجم نمونه و وسعت مساله مورد بررسی قرار
گرفته است. این در حالی است که درباره اعتیاد باید پیمایشهای دورهای به
شکل مدام انجام شود.
در ادامه این گزارش آمده است: در شیوع شناسی
کنونی میزان معتادان در کشور با آمار قبل که دبیرخانه ستاد مبارزه با مواد
مخدر بر آن تاکید کرده قابل مقایسه نیست. این در حالی است که دبیرخانه ستاد
در سال گذشته تعداد معتادان کشور را یکمیلیون و 300هزار نفر اعلام کرد،
اما بر اساس بررسیهای جدید جمعیت معتادان کشور دومیلیون و 800هزار نفر
اعلام شده است. آمار مطرح شده درباره معتادان در شیوع شناسی اخیر میزان
مصرفکنندگان مستمر در کشور را نشان میدهد، اما در این آمار تعداد
مصرفکنندگان تفننی، تجربی و دورهای مشخص نیست. امید است تا سازمان
بهزیستی کشور از یافتههای این تحقیق، آمارها در زمینه شیوههای دیگر
استعمالکنندگان مواد مخدر را مورد بررسی قرار دهد. درضمن روش تحقیق در
شیوع شناسی اعتیاد قابل تایید است. این آمار تعداد مصرفکنندگان مستمر
«معتادان وابسته به مواد مخدر» را نشان میدهد و این آمار به واقعیتهای
جامعه نزدیک است.
روزنامه«قانون» با درج گزارشی با عنوان« 22 درصد
معتادان کشور از محیط کارگری هستند» می نویسد: اجتماعی شدن مبارزه با
مواد مخدر یکی از معیارهای اصلی جلوگیری از توسعه این بلای خانمانسوز است و
به طور قطع سازمانهای مردمنهاد نقش ویژهای در این زمینه داشته و مورد
حمایت قرار میگیرند. براساس آمارهای ارائه شده در کشور، 22 درصد معتادان
در محیطهای کار و کارگری بوده و بیش از 60 درصد نیز متاهل هستند.
در
ادامه می خوانیم: امروز در دنیا مواد مخدر به یک تجارت جهانی بزرگ مبدل
شده است که درآمد آن چندین برابر فروش نفت در ایران است بطوریکه در دسترس
بودن انواع مواد مخدر باعث شده در کشور ما سن اعتیاد کاهش و روی آوری
جوانان و نوجوانان به بهانه های مختلف به مواد مخدر صنعتی بیشتر شود. مردم،
سازمانهای مردم نهاد و همه ارگانها باید به پا خیزند چرا که در جامعه
احساس خطر می شود. امروز پیشگیری از مواد مخدر مردمی و اجتماعی شدن مبارزه
با مواد مخدر از اهمیت خاصی برخوردار بوده انتظار می رود از سازمان های
مردم نهاد در این حوزه بجد ورود پیدا کنند و دولت هم به نوبه خود حمایتهای
لازم را از آنها انجام خواهد داد.
این روزنامه همچنین در یادداشتی
با عنوان« کودکان کار نیازمند قوانین حمایتی»نوشت: روایت ناتمام کودکان
کار موضوعی است که در سالهای اخیر گستره بیشتری پیدا کرده است. هرچند
هرازگاهی سازمانهای مردمنهاد و مراکز دولتی و غیردولتی در خصوص آن
تصمیماتی گرفتهاند و اقداماتی انجام میدهند اما شاهد نتیجه تاثیرگذاری
نیستیم. میلیونها کودک در سراسر جهان یا مورد بهرهکشی قرار میگیرند یا
مجبور میشوند جهت امرار معاش و گذران زندگی خود و خانواده به انجام کارهای
خطرناکی که به قیمت سلامت، آموزش، رفاه و رشد آنها تمام میشود دست
بزنند. هرچند آمار دقیقی از تعداد این کودکان درایران وجود ندارد، اما بنا
براخبار غیررسمی حدود یکونیممیلیون نفر کودک کار و خیابانی در کشورمان
مشغول به کار هستند که بیش از 60درصد آنان ایرانی بوده و در سنین هشت الی11
سالگی به سر میبرند که در این میان، قریب به هفت هزار نفر آنها تنها در
تهران حضور دارند.
مجید قاسم کردی کارشناس مسائل حقوقی در ادامه
این یادداشت می نویسد: کودکان کار، موضوعی است که نه با قوانین ایران
همخوانی دارد نه مورد پذیرش مجامع بینالمللی حقوقی است. هرچند در قوانین
ایران زیاد به آن اشاره نشده است، اما با همین قوانین محدود نیز همخوانی
ندارد و از سویی دیگر این پدیده فراگیر، با پیمان جهانی حقوق کودک که دولت
ایران در سال 1373 آن را امضا کرده و به دنبال آن نیز تعهدات مربوط به
کودکان کار و خیابانی را به صراحت پذیرفته است، تعارض دارد. در ماده26 این
پیمان مقرر شده است که هر کودکی حق دارد از تامین اجتماعی از جمله بیمه
اجتماعی برخوردار شود و در ماده27 آن تاکیده داشته است که کودکان باید از
سطح زندگی که تامین کننده رشد جسمی، ذهنی و اجتماعی آنهاست، برخوردار
شوند.
*گروه اطلاع رسانی
خبرنگار:مریم همتی**انتشار دهنده: شهربانو جمعهپژوهشم**9117**9131