فلسفه اُرُدیسم و فیلسوف اُرُد بزرگ

☀️ وبسایتی برای دوستداران فلسفه اُرُدیسم ☀️ زیر نظر : لیلا صادق زاده

فلسفه اُرُدیسم و فیلسوف اُرُد بزرگ

☀️ وبسایتی برای دوستداران فلسفه اُرُدیسم ☀️ زیر نظر : لیلا صادق زاده

درباره ارتقای ادبیات کودک و نوجوان

همچون گذشته امروز نیز نام فیلسوف محبوبمان حکیم ارد بزرگ را در جستجوگر محبوب یوز سرچ کردم گزارش بسیار آموزنده ایی دیدم در خبرگزاری ایرنا ، که آن را تقدیم حضور شما خوانندگان محترم این وبلاگ می نمایم:


«بررسی مطبوعات»

ارتقای ادبیات کودک و نوجوان؛ راهکاری مناسب در جهت رشد فرهنگ کتابخوانی

تهران- ایرنا- ادبیات کودک و نوجوان قلمرو گسترده ای از نوشته ها و سروده های ادبی است که در آن حس و حال کودکانه حاکم و با زبان مناسب کودکان نوشته می شود. دنیایی که نویسنده با فراهم ساختن محیطی لذت بخش به شناساندن خویشتن، ایجاد احترام به اصالت انسانی، علاقه مند کردن آنان به مطالعه و تقویت صلح در جهان می پردازد.

مطبوعات کشور به طور روزانه مهمترین و برجسته ترین رخدادهای داخلی و خارجی را پوشش می دهند. این در حالی است که بخش زیادی از خبرها، یادداشت ها، گزارش ها، گفت وگوها و ... به انعکاس شرایط اجتماعی و فرهنگی جامعه اختصاص می یابد؛ موضوعی که توجه ویژه به آن اهمیتی فزاینده دارد.

گروه اطلاع رسانی ایرنا؛ موضوع های یادشده را که انعکاس قابل توجهی در روزنامه های صبح یکشنبه 18 تیر 1396 داشت؛ با هدف آگاهی بخشی و اطلاع رسانی بررسی کرده است.

** علاقه مند کردن کودک و نوجوان به مطالعه زمینه ساز تقویت صلح در جهان
شورای عالی انقلاب فرهنگی، بنابر پیشنهاد شورای فرهنگ عمومی 18 تیر را به عنوان روز ادبیات کودک و نوجوان در کشور اعلام کرد. روزی که با درگذشت مهدی آذریزدی نویسنده و بازنویس برجسته کودک و نوجوان همراه بود.

روزنامه«ابتکار» در گزارشی با عنوان«بچه‌های کتاب نخوان!» به مناسبت «روز ملی ادبیات کودک و نوجوان»، استقبال خانواده‌ها از کتاب ‌های این رده سنی را بررسی کرد و نوشت: این روزها بیشتر بچه‌ها برای خودشان اتاق اختصاصی دارند. چیزهای مشترک این اتاق‌ها، تخت، میز تحریر، یک کامپیوتر یا کنسول بازی و یک کتابخانه کوچک خاک گرفته که معلوم است مدت‌هاست کسی سراغی از آنها نگرفته اما چرا بچه‌ها خیلی علاقه‌ای به کتاب ندارند. والدین چقدر در این بی‌علاقگی نقش دارند؟

در ادامه این گزارش می خوانیم: 18 تیر روز درگذشت مهدی آذریزدی، نویسنده بزرگ کودک و نوجوان، در تقویم رسمی کشور به نام «روز ملی ادبیات کودکان و نوجوانان» ثبت شده است. «قصه‌های خوب برای بچه‌های خوب»، «قصه‌های تازه از کتاب‌های کهن»، «گربه‌ ناقلا»، «گربه‌ تنبل» و «مثنوی» از جمله آثار این نویسنده برای کودکان و نوجوانان است. در این سال‌ ها هم افراد زیادی وارد عرصه ادبیات کودک و نوجوان شده‌اند اما آیا هنوز هم بچه ‌ها علاقه‌ای به کتاب خواندن دارند یا بازی ‌های رایانه‌ای برایشان جذاب‌تر است؟ آیا پدر و مادرهای امروز که خوانندگان دیروز کتاب‌ های امثال مهدی آذریزدی بودند، برای بچه ‌های شان کتاب ‌های مناسبی تهیه می‌کنند و آنها را به کتاب‌خوانی تشویق می‌کنند؟

روزنامه«جام جم» با درج یادداشتی با عنوان«نگاه فانتزی به مخاطب کودک» که به قلم افشین علاء نگاشته شد، آورده است: ادبیات کودک در ایران پس از نهضت مشروطه و رونق یافتن فضاها و قالب‌های جدید ادبی، به‌صورت جدی و تخصصی پا به عرصه حضور گذاشت. شعر کودک نیز از همین مقطع به مخاطب ایرانی معرفی شد. اما کار پرحجم و حرفه‌ای در حوزه شعر کودک در دهه‌های بعد شکل گرفت، با آثار شاعرانی چون پروین دولت آبادی و عباس یمینی شریف. ولی من «نیما»ی شعر کودک را محمود کیانوش می‌دانم. کیانوش با وسواس و اشراف بیشتری به سرودن برای گروه‌های مختلف سنی کودک و نوجوان پرداخت و در کنار آن به کار تحقیقی نیز همت گماشت. به گونه‌ای که کتاب ارزشمند «شعر کودک در ایران» او هنور هم مرجعی معتبر است. شاعران پس از او هم بدون هیچ تردیدی همگی پیرو نگاه و شیوه‌ای هستند که از کیانوش آغاز شد.

در ادامه این یادداشت آمده است: اما آنچه پس از پیروزی انقلاب در حیطه شعر کودک اتفاق افتاد، رشد و ارتقای کمی و کیفی چشمگیری بود که هیچ ناظر منصفی نمی‌تواند منکر آن باشد. اگر تا قبل از انقلاب دو یا سه چهره مشهور در شعر کودک داشتیم، پس از انقلاب لااقل به تعداد انگشت‌های دو دست، شاعر جدی و صاحب سبک پیدا شدند که به‌دنبال خود، نسلی جدید از شاعران جوان تر را پرورش دادند. به گونه‌ای که امروز شاهد فعالیت ده‌ها شاعر کودک و نوجوان هستیم که با جدیت تمام برای گروه‌های سنی خردسال، کودک و نوجوان شعر می‌گویند.
تعدد ناشران و نهادهای تخصصی شعر کودک اعم از دولتی و غیردولتی نیز از دستاوردهای خطیر سال‌های پس از پیروزی انقلاب اسلامی است. اما با وجود همه این توفیقات با کمال تاسف باید بگویم نهال شعر کودک که در دهه 60 بالندگی و شکوه خاصی یافته بود، هم‌اکنون دچار آفاتی فراوان شده است.

روزنامه«قانون» در یادداشتی با عنوان«ادبیات کودک و نوجوان و ارتقای نظام آموزشی» می نویسد:‌ کودکی و نوجوانی موضوعی مهم به ویژه در دهه نخست زندگی افراد است. موضوعی که به ویژه به ایجاد هویت ملی در کودک می انجامد و به دلیل نقش داشتن در شکل گیری شخصیت فرد و نحوه رفتار و عملکرد وی در سالیان آتی از اهمیت ویژه ای برخوردار است. خوشبختانه شاهدیم که در سال های گذشته ادبیات در کتب آموزشی کودکان از وجه تخصصی بیشتری برخوردار شده است. کتاب ها تغییر کرده و بچه ها به شکل وزین تری ادبیات فارسی را فرا می‌گیرند.

مهدی بهلولی کارشناس آموزشی در ادامه این یادداشت نوشت: کتاب های خواندن و نوشتن از یکدیگر جدا و به همان نسبت دلپذیرتر شده است. در گذشته کتاب های آموزشی چندان با کتاب های بزرگسالان تفاوتی نداشت. در حال حاضر حتی نوع گرافیک نیز بهتر و مناسب بچه ها است و جدید بودن شیوه های آموزشی اهمیت پیدا کرده است. یک دلیل عمده این است که در گذشته خانواده ها این‌قدر اطلاعات نداشته و روی آموزش بچه ها حساس نبودند. حالا پیگیری و حساسیت و انتظار خانواده ها از مدارس بیشتر شده و آموزش پرورش هم ناچار است تا حد زیادی خود را با توجه به سطح انتظار خانواده ها و فرهنگ و ارتباطات جامعه به روز کند.

روزنامه«رسالت» با انتخاب یادداشتی با عنوان«ما، فرزندانمان و ادبیات»‌ که به قلم سیدحمیدرضا شریعتمداری نگاشته شد، آورده است: امروز هجدهم تیرماه در تقویم، روز ادبیات کودک و نوجوان نامیده شده و نگارنده از این فرصت استفاده کرد تا با اشغال کردن گوشه‌ای از صفحه روزنامه، بتواند گوشه‌ای از صفحه ذهن خوانندگان را معطوف چنین موضوعی کند. توجه به ذهنیت، خلاقیت و توانایی‌های کودکان و نوجوانان از دیرباز یکی از دغدغه‌های دانشمندان علوم انسانی، روان شناسان و روان پژوهان و ... بوده است. در همین راستا چه بسیار نویسندگان، هنرمندان و شاعرانی که جهت جهش فکری و روحی این گروه سنی، گام های موثری برداشته‌اند و گاه دست به اکتشافات والای ذهنی و روانی در حوزه انسان‌سازی و شخصیت شناسی برده اند.

در ادامه می خوانیم: در دستور زبان فارسی، اضافه گاه برای نشان دادن ملکیت و گاه برای بیان تخصیص و ویژگی به کار می رود. اضافه گشتن کلمه ادبیات به کلمه کودک یا نوجوان جهت بیان تخصیص و ویژگی است و بدون تردید غرض از (ترکیب) ادبیات کودک و نوجوان آن دسته از داستان ها ، افسانه ها ، اشعار و مثل هایی است که خاص کودکان و نوجوانان به وجود آمده است . نباید فراموش کرد این ذهن بارورانه کودکان و نوجوانان است که می تواندمردان و زنان باروری را تحویل اجتماع بخشد.

روزنامه«حمایت» در گزارشی با عنوان«چالش‌های نشر کودک و نوجوان»‌ نوشت:‌ 18 تیرماه همزمان با سالگرد درگذشت مهدی آذریزدی، به ‌عنوان روز ادبیات کودکان و نوجوانان در تقویم رسمی کشور به ثبت‌ رسیده است؛ نویسنده‎ای که چندین نسل با کتاب‎های او خاطرات ماندگاری دارند. اما اینکه در حال حاضر حوزه ادبیات و نشر کودک و نوجوان در چه وضعیتی قرار دارد، پرسشی است که روزنامه «حمایت» از نادر قدیانی، مدیر انتشارات قدیانی و ناشر برتر حوزه ادبیات کودک و نوجوان در سال 95 و یحیی علوی فرد نویسنده و شاعر و مبتکر قالب «شعرک» در ادبیات کودک، مطرح کرده است.

در ادامه آمده است:‌قدیانی در خصوص وضعیت نشر در حوزه ادبیات کودک و نوجوان به «حمایت» گفت: در واقع کتاب‌هایی که در حوزه ادبیات کودک و نوجوان منتشر می‌شود ویژگی خاص خود را دارد اما برخی، فکر می‌کنند چون این کتاب مختص کودک و نوجوان است به‌راحتی از کنارش می‌گذرند درحالی‌که به‌عنوان یک ناشر این حوزه معتقدم توجه به حوزه کتاب کودک و نوجوان خیلی جدی‌تر و کارشناسی‌تر از بقیه رشته‌ها و گروه‌های سنی باید دنبال شود.

یحیی علوی فرد در خصوص وضعیت نشر در حوزه ادبیات کودک و نوجوان گفت: بایدقبل از بیان این مسئله به بررسی دقیق واژه «ادبیات» بپردازیم. برای روز ادبیات کودک و نوجوان ما با دو کلمه ادبیات و کودک روبرو هستیم که برای واژه کودک و گروه‌های سنی آن، تعریف‌های زیادی تاکنون شده است. بیشتر صحبت ما در حال حاضر واژه ادبیات و معنای آن است و اینکه در روز ادبیات کودک چه‌کاری می‌خواهیم بکنیم.

** ضرورت حفظ محیط زیست به عنوان مطالبه عمومی
موضوعات زیست ‌محیطی در چند دهه اخیر به حوزه فعالیت و نگرانی بین‌المللی تبدیل شده که با مسایل جهانی در ارتباط است. منابع طبیعی و محیط زیست متعلق به شخص یا گروه خاصی نیست و به عنوان یک سرمایه ملی قلمداد می شود و حفظ و حراست و توجه به این منابع و بهره گیری مطلوب از آن زمینه ساز توسعه پایدار است و این مهم مشارکت همگانی به ویژه نهادها و سازمانهای مرتبط را می طلبد.

روزنامه«ابتکار» با انتخاب یادداشتی با عنوان«مردم و محیط زیست» نوشت: دارایی یک کشور،تنها در بانک ها نیست ،گونه های گیاهی ،جانوری ،دارایی با ارزشتری است ،چرا به دنبال زیستگاه های بکر و دست نخورده هستیم؟پاسخ ساده است چون نمی خواهیم دست نابود گرآدم را ببینیم ( ارد بزرگ ) در جهانی که همبستگی جمعی و درک از هم سرنوشت بودن شرط ضروری برای تدارک هر تغییری در جهت بهبود وضعیت محیط زیست جمعی است، اما متاسفانه اغلب مردم ما به رغم تجربیات تاریخی از نهاد دولت ،همچنان چشم براه تغییرات ازبالاهستند، بی آنکه تفکر کنند که ساختن یک محیط زیست زیبا مانند آنچه در همه کشورها ی توسعه یافته رخ می دهد نیازمند همراهی و همدلی احاد مردم یک کشور است، نمونه آن کشورهای ژاپن،کره جنوبی ،سنگاپور، هنگ کنک و...می باشد، امید بستن به دولت‌ها و تغییرات از بالا در ساخت معضلات محیط زیستی حاصلی جز از دست دادن زمان وامکانات همبستگی برای همگرایی نیست،گسترش وتعمق مشارکت‌های مردمی نیازمند سازماندهی، نهادسازی و ایجاد شرایط ساختاری مناسب می‌باشند هرچند که مشارکت الزاما در چارچوب سازمان‌ها وتشکل ها صورت نمی‌گیرد ولی سازمان ‌های وتشکل های مردمی آنرا نهادینه می‌سازند.

رضا بژکول در ادامه می نویسد: اگر مردم بخواهند می توانند محیط زیست را سالم نگهدارند و از آلوده کردن و تخریب آن جلوگیری کنند، این تنها راهی است که مردم در انتخاب آن آزادند وگرنه هیچ دولتی به تنهایی نمی تواند محیط زیست را پاکیزه نگهدارد ،محیط مان را تمیز نگه داریم تا مبادا آیندگان برما دریغ ورزند. اندیشمند لبنانی گفته :دریغ بر ملتی که دم بر نمی آورد،مگر هنگامی که در تشییع جنازه گام بر می دارد،خود را نمی ستاید،مگر در میان ویرانه هایش و عصیان نمی‌کند، مگر هنگامی که گردنش در میان تبر و کنده قرار گیرد. بیایم درحفاظت از محیط زیستمان منتظر دولت ها نباشیم Ngo می توانند نقش اساسی درحرکت دادن مردم به سوی این معضل بزرگ داشته باشند ،به امید روزی که فرهنگ عمومی حفاظت از محیط زیست در کشورمان نهادینه شود.

روزنامه«کسب و کار» در یادداشتی با عنوان«از بحران زیست ‌محیطی تا موضوع امنیتی» نوشت: گردوغبارهای نمکی ناشی از ایجاد سدهای آبی توسط کشورهای همسایه مانند بمباران‌های شیمیایی با ورود به خاک ایران آثار نامطلوبی بر سلامت شهروندان دارد. موضوع رفع بحران آب با اهمیت‌تر از شرایط محیط زیستی در شرایط فعلی است. در حال حاضر عقب‌ماندگی دولت در بهبود وضعیت مدیریت منابع آبی مشهود است؛ زیرا اقدامات ما در راستای بهبود وضعیت منابع آبی کوتاه‌مدت است. ما در زمینه افزایش راندمان آب و آبیاری قطره‌ای نیز عقب هستیم، بنابراین دولت باید محور اصلی تمام دستورکارهای جلسات خود را موضوع آب قرار دهد تا بتوان وضعیت منابع آبی را در راستای یک اندازه‌گیری کارشناسی شده مشخص کرد.

غلامعلی جعفرزاده ایمن آبادی در ادامه این یادداشت می نویسد:‌ استان‌ های شمالی ما که پرباران‌ ترین استان‌های کشورند، هم ‌اکنون با مشکل منابع آبی روبه‌رو هستند و این امر نشان‌دهنده این موضوع است که در زمینه مدیریت منابع آب وضعیت مناسبی نداریم. در شرایط کنونی سدی در کشور ترکیه احداث شده است که به اندازه 600 سد ایران آبگیری می‌کند و لازم است دولت اقدامات اساسی در راستای مقابله با این موضوع داشته باشد، در غیر این ‌صورت شاهد ورود گرد وغبار‌های نمکی به‌داخل کشور خواهیم بود. گرچه سال ‌های گذشته اقداماتی از جنس آبیاری قطره ‌ای، استفاده بهینه از آب، ایجاد کانال ‌های آبی و عدم‌ صدور مجوز برای چاه‌های غیرمجاز و سفره‌‌ های زیرزمینی انجام شده؛ اما این مهم با توجه به وضعیت منابع آبی کشور کافی نیست.

روزنامه«جام جم» در مطلبی با عنوان«رها سازی حقابه زیست محیطی هامون» نوشت:‌ 30 میلیون مترمکعب آب به عنوان مرحله نخست حقابه زیست ‌محیطی سال 96 تالاب بین ‌المللی هامون در شمال استان از محل چاه نیمه‌ ها رها سازی شد. تالاب بین‌المللی هامون از سه دریاچه کوچک به نام ‌های هامون پوزک (میانی)، هامون صابوری (شمالی) و هامون هیرمند تشکیل شده است که در زمان وفور آب به هم متصل می‌شوند و دریاچه هامون را تشکیل می‌دهند. حقابه زیست ‌محیطی تالاب هامون 60 میلیون مترمکعب است که 30 میلیون متر مکعب آن از محل چاه ‌نیمه ‌ها از مسیر افضل‌آباد به سمت کوه خواجه و لورگ باغ با هدف آبگیری هامون هیرمند و صابوری رهاسازی شده است. با توجه به قرار گرفتن در فصل وزش بادهای 120 روزه و افزایش گرمای هوا، با هدف جلوگیری از تلفات ناشی از این وضعیت در طبیعت تالاب هامون این رهاسازی در چند مرحله انجام می‌شود. حقابه زیست‌ محیطی تالاب هامون نیز با توجه به بررسی‌های کارشناسی و نیاز اکولوژیکی تالاب با هماهنگی شرکت سهامی آب منطقه‌ای استان در مراحل مختلف رهاسازی خواهد شد. با رهاسازی مرحله نخست حقابه زیست ‌محیطی تالاب هامون تا حدودی از سطح تلفات ناشی از گرما و توفان در میان گونه‌های جانوری و گیاهی منطقه جلوگیری شود.

روزنامه«ایران» با درج گزارشی با عنوان«تهدید پایتخت با 180 هزار هکتار کانون گرد و غبار در دشت قزوین» می نویسد: هنوز چهار روز از پایان اجلاس سه روزه بین‌المللی گرد و غبار در ایران نگذشته، که سازمان هواشناسی بار دیگر نسبت به بروز موج جدیدی از گرد و غبار در دو روز آینده در بخش‌هایی از کشورمان هشدار داد. گرد و غبارهایی که چند سالی است بخش‌هایی از کشور را در برگرفته و با دو منشأ داخلی و خارجی عمدتاً خوزستان و سیستان را در محاصره خود قرار داده، اما حالا می‌رود تا حتی تهران، اصفهان، کرمان، قم، کرج و قزوین را هم تحت‌الشعاع قرار دهد و در آینده‌ای نزدیک مرکزنشینان را هم به سرنوشت خوزستانی و سیستانی‌ها دچار کند اما پرسش این است گرد و غبار‌های شهرهای مرکزی و شمالی ایران از کجا نشأت می‌گیرد؟

در ادامه آمده است: کانون ‌های گرد و غبار شهر تهران از دشت بویین زهرا تا ملارد 180 هزار هکتار وسعت دارد که اکنون این منطقه یکی از مهم‌ترین کانون‌های بحرانی مستعد تولید گرد و غبار در یک قدمی پایتخت است و البته هنوز به طور جدی شروع به فعالیت نکرده است. مشابه همین وضعیت را در اصفهان هم داریم چرا که با خشکیدگی تالاب گاوخونی فقط نزدیک به 50 هزار هکتار تالاب را به بستر جدی تولید گرد و غبار برای شهر اصفهان تبدیل شده که این هم هنوز در ابتدای راه است و اگر دیر بجنبیم شاید بزودی فعال شود. اما علت‌ ها برای ایجاد کانون‌ های مستعد گرد و غبار پایتخت متفاوت است. حتماً علت اولیه‌اش تغییر اقلیم است اما مسأله مهم این است که ما انسان ها با مدیریت موجودمان نتوانستیم برای این شرایط الگویی ایجاد کنیم تا بدانیم در خشکسالی و ترسالی‌ها چه کار باید کنیم تا این رخدادها پیش نیاید.

روزنامه«وقایع اتفاقیه» درگزارشی با عنوان «تبِ جنوب» تاثیر میزان رطوبت و گرمای بی‌سابقه و تاثیرات زیست محیطی و مشکلات پدید آمده در این زمینه را بررسی کرد ونوشت: هرمزگان، یکی از استان‌های جنوبی ایران است که مردمش کمتر هوای زمستانی یا حتی پاییز را تجربه می‌کنند. آنها نه‌تنها هیچ تصوری از سرمای استخوان‌سوز زمستان ندارند بلکه زمستان برایشان طعم بهار در نقاط دیگر ایران را دارد. بااین‌حال، بهار و تابستان فصل سختی برای اهالی جنوب ایران است. در این فصل مخاطرات جدی درپی افزایش دما، آنها را تهدید می‌کند. گرمازدگی، هجوم حشرات خطرناک، بی‌آبی، رطوبت بالا و مشکل‌سازشدن وسایل گرمایشی، نیمی از مشکلات مردم هرمزگان در فصل‌های گرم سال است.

در ادامه می خوانیم:‌ در این استان هوای گرم که از اسفند آغاز می‌شود و تا دی ادامه دارد که اوج آن در ماه‌های تیر و مرداد خودنمایی می‌کند و درجه دما و رطوبت به حدی می‌رسد که از استاندارد دماسنج‌ها خارج و به صورت واقعی اعلام نمی‌شود. استانی که از یک طرف از راه خشکی با فاصله طولانی به استان‌های دیگر، مثل کرمان و فارس و از یک سو به دریا با هزار و 200 کیلومتر همجوار است که چیزی جز گرما و هوای شرجی عاید آن نمی‌شود.

** آموزش و آگاهی بخشی در جامعه راهکار برون رفت از آسیب های اجتماعی
مساله آسیب ‌ها و معضل های اجتماعی برای همه جوامع و نظام‌ها از دغدغه‌های اصلی مسوولان محسوب می‌شود، به‌ ویژه برای کشور ما که یکی از اهداف مهم آن، استقرار نظام اخلاقی و معنوی در جامعه بوده است. اگر آسیب‌های اجتماعی دارای گستره وسیع، تراکم و نرخ رشد بالایی باشد، نه ‌تنها آرامش و امنیت جامعه را به خطر می‌اندازد، بلکه حتی ممکن است امنیت ملی کشور را نیز تهدید کند که در این زمینه آموزش و اطلاع رسانی به همگان و آشنا ساختن افراد با خطرهای احتمالی می تواند از مهمترین راهکارهای برون رفت از آسیب های اجتماعی باشد.

روزنامه«آرمان» در گزارشی با عنوان«تداوم شیوع شناسی اعتیاد» می نویسد: باید آسیب‌ ها و مشکلات اجتماعی را مبتنی بر شواهد و مسائل روز برنامه‌ریزی کرد. برای بررسی و اطلاع از وضع موجود درباره اعتیاد یکی از راهکارهای اصلی در اختیار داشتن آمار و اطلاعات صحیح است. برای کسب این آمار و اطلاعات بررسی‌های شیوع شناسی باید در زمینه‌های مختلف همچون اعتیاد انجام شود تا به این شکل بتوان از وضعیت موجود آگاه شد و نسبت به اقدامات انجام شده و هزینه‌های ناشی از آن پیش‌بینی‌های لازم را انجام داد. بر اساس شیوع شناسی انجام شده حجم نمونه و وسعت مساله مورد بررسی قرار گرفته است. این در حالی است که درباره اعتیاد باید پیمایش‌های دوره‌ای به شکل مدام انجام شود.

در ادامه این گزارش آمده است: در شیوع شناسی کنونی میزان معتادان در کشور با آمار قبل که دبیرخانه ستاد مبارزه با مواد مخدر بر آن تاکید کرده قابل مقایسه نیست. این در حالی است که دبیرخانه ستاد در سال گذشته تعداد معتادان کشور را یک‌میلیون و 300‌هزار نفر اعلام کرد، اما بر اساس بررسی‌های جدید جمعیت معتادان کشور دو‌میلیون و 800‌هزار نفر اعلام شده است. آمار مطرح شده درباره معتادان در شیوع شناسی اخیر میزان مصرف‌کنندگان مستمر در کشور را نشان می‌دهد، اما در این آمار تعداد مصرف‌کنندگان تفننی، تجربی و دوره‌ای مشخص نیست. امید است تا سازمان بهزیستی کشور از یافته‌های این تحقیق، آمارها در زمینه شیوه‌های دیگر استعمال‌کنندگان مواد مخدر را مورد بررسی قرار دهد. درضمن روش تحقیق در شیوع شناسی اعتیاد قابل تایید است. این آمار تعداد مصرف‌کنندگان مستمر «معتادان وابسته به مواد مخدر» را نشان می‌دهد و این آمار به واقعیت‌های جامعه نزدیک است.

روزنامه«قانون» با درج گزارشی با عنوان« 22 درصد معتادان کشور از محیط کارگری هستند»‌ می نویسد: اجتماعی شدن مبارزه با مواد مخدر یکی از معیارهای اصلی جلوگیری از توسعه این بلای خانمانسوز است و به طور قطع سازمان‌های مردم‌نهاد نقش ویژه‌ای در این زمینه داشته و مورد حمایت قرار می‌گیرند. براساس آمارهای ارائه‌ شده در کشور، 22 درصد معتادان در محیط‌های کار و کارگری بوده و بیش از 60 درصد نیز متاهل هستند.

در ادامه می خوانیم:‌ امروز در دنیا مواد مخدر به یک تجارت جهانی بزرگ مبدل شده است که درآمد آن چندین برابر فروش نفت در ایران است بطوریکه در دسترس بودن انواع مواد مخدر باعث شده در کشور ما سن اعتیاد کاهش و روی آوری جوانان و نوجوانان به بهانه های مختلف به مواد مخدر صنعتی بیشتر شود. مردم، سازمانهای مردم نهاد و همه ارگانها باید به پا خیزند چرا که در جامعه احساس خطر می شود. امروز پیشگیری از مواد مخدر مردمی و اجتماعی شدن مبارزه با مواد مخدر از اهمیت خاصی برخوردار بوده انتظار می رود از سازمان های مردم نهاد در این حوزه بجد ورود پیدا کنند و دولت هم به نوبه خود حمایتهای لازم را از آنها انجام خواهد داد.

این روزنامه همچنین در یادداشتی با عنوان« کودکان کار نیازمند قوانین حمایتی»‌نوشت:‌ روایت ناتمام کودکان کار موضوعی است که در سال‌های اخیر گستره بیشتری پیدا کرده است. هرچند هرازگاهی سازمان‌های مردم‌نهاد و مراکز دولتی و غیردولتی در خصوص آن تصمیماتی گرفته‌اند و اقداماتی انجام می‌دهند اما شاهد نتیجه‌ تاثیرگذاری نیستیم. میلیون‌ها کودک در سراسر جهان یا مورد بهره‌کشی قرار می‌گیرند یا مجبور می‌شوند جهت امرار معاش و گذران زندگی خود و خانواده به انجام کارهای خطرناکی که به قیمت سلامت، آموزش، رفاه و رشد آن‌ها تمام می‌شود دست بزنند. هرچند آمار دقیقی از تعداد این کودکان درایران وجود ندارد، اما بنا براخبار غیررسمی حدود یک‌ونیم‌میلیون نفر کودک کار و خیابانی در کشورمان مشغول به کار هستند که بیش از 60درصد آنان ایرانی بوده و در سنین هشت الی11 سالگی به سر می‌برند که در این میان، قریب به هفت هزار نفر آن‌ها تنها در تهران حضور دارند.

مجید قاسم کردی کارشناس مسائل حقوقی در ادامه این یادداشت می نویسد: کودکان کار، موضوعی است که نه با قوانین ایران همخوانی دارد نه مورد پذیرش مجامع بین‌المللی حقوقی است. هرچند در قوانین ایران زیاد به آن اشاره نشده است، اما با همین قوانین محدود نیز همخوانی ندارد و از سویی دیگر این پدیده فراگیر، با پیمان جهانی حقوق کودک که دولت ایران در سال 1373 آن ‌را امضا کرده و به دنبال آن نیز تعهدات مربوط به کودکان کار و خیابانی را به صراحت پذیرفته است، تعارض دارد. در ماده26 این پیمان مقرر شده است که هر کودکی حق دارد از تامین اجتماعی از جمله بیمه اجتماعی برخوردار شود و در ماده27 آن تاکیده داشته است که کودکان باید از سطح زندگی که تامین کننده رشد جسمی، ذهنی و اجتماعی آن‌هاست، برخوردار شوند.

*گروه اطلاع رسانی
خبرنگار:مریم همتی**انتشار دهنده: شهربانو جمعه
پژوهشم**9117**9131

سخنی از فیلسوف حکیم ارد بزرگ درباره حفاظت از محیط زیست در خبرگزاری ایرنا

امروز نام فیلسوف محبوبمان حکیم ارد بزرگ را در جستجوگر محبوب یوز سرچ کردم گزارش بسیار آموزنده ایی دیدم در خبرگزاری ایرنا ، که آن را تقدیم حضور شما خوانندگان محترم این وبلاگ می نمایم:

 

حفاظت از محیط زیست زمینه ساز توسعه پایدار

تهران- ایرنا- حفظ محیط زیست، پاسخ به یکی از نیازهای امروز جامعه برای نگاهداری بیشتر و رعایت حقوق عمومی است و تخریب آن معلول نابرابری های اجتماعی و از عوامل تضییع حقوق انسان ها به شمار می رود که در این زمینه آگاهی بخشی در نحوه رفتار صحیح و ترویج مشارکت مردم برای برخورداری از یک محیط زیست سالم، توسعه پایدار را به دنبال دارد.

مطبوعات کشور به طور روزانه مهمترین و برجسته ترین رخدادهای داخلی و خارجی را پوشش می دهند. این در حالی است که بخش زیادی از خبرها، یادداشت ها، گزارش ها، گفت وگوها و ... به انعکاس شرایط اجتماعی و فرهنگی جامعه اختصاص می یابد؛ موضوعی که توجه ویژه به آن اهمیتی فزاینده دارد.

گروه اطلاع رسانی ایرنا؛ موضوع های یادشده را که انعکاس قابل توجهی در روزنامه های صبح یکشنبه 28 خرداد 1396 داشت؛ با هدف آگاهی بخشی و اطلاع رسانی بررسی کرده است.

** داشتن محیط زیست سالم و امن حقی همگانی
حفاظت از محیط زیست در عصر حاضر که دوران مبارزه با آلودگی های زیست محیطی است، یک ضرورت حیاتی است. انجام چنین کاری منافع اقتصادی، اجتماعی و فرهنگی بسیار زیادی دارد که به عنوان عاملی مؤثر نقش خود را در ایجاد و برقراری توسعه پایدار ایفا می‏ کند.

روزنامه «ابتکار» با درج یادداشتی با عنوان« مردم و محیط زیست»‌که به قلم رضا بژکول نگاشته شد، ‌آورده است:‌

دارایی یک کشور، تنها در بانک ها نیست، گونه های گیاهی ،جانوری ،دارایی با ارزشتری است ،چرا به دنبال زیستگاه های بکر و دست نخورده هستیم؟ پاسخ ساده است چون نمی خواهیم دست نابود گر آدم را ببینیم . ( ارد بزرگ )

در جهانی که همبستگی جمعی و درک از هم سرنوشت بودن شرط ضروری برای تدارک هر تغییری در جهت بهبود وضعیت محیط زیست جمعی است ،اما متاسفانه اغلب مردم ما به رغم تجربیات تاریخی از نهاد دولت، همچنان چشم براه تغییرات ازبالاهستند، بی آنکه تفکر کنند که ساختن یک محیط زیست زیبا مانند آنچه در همه کشورها ی توسعه یافته رخ می دهد نیازمند همراهی و همدلی احاد مردم یک کشور است، نمونه آن کشورهای ژاپن،کره جنوبی، سنگاپور،هنگ کنک و...می باشد، امید بستن به دولت‌ها و تغییرات از بالا در ساخت معضلات محیط زیستی حاصلی جز از دست دادن زمان وامکانات همبستگی برای همگرایی نیست،گسترش وتعمق مشارکت‌های مردمی نیازمند سازماندهی، نهادسازی و ایجاد شرایط ساختاری مناسب می ‌باشند هرچند که مشارکت الزاما در چارچوب سازمان‌ ها وتشکل ها صورت نمی‌گیرد ولی سازمان‌های وتشکل های مردمی آنرا نهادینه می‌سازند.


روزنامه«کسب و کار» در گزارشی با عنوان« هجوم بیابان زایی به کشـاورزی و تخریب محیط زیست» نوشت: بیابان ‌زایی تقریبا همه‌جای دنیا یک مشکل بزرگ زیست ‌محیطی به شمار می‌رود که بخش ‌های مختلف مولد اقتصاد کشورها را تهدید می‌کند اما در ایران این معضل ابعاد وسیع‌تری پیدا کرده و گسترش بیابان‌ ها از دیدگاه تمام کارشناسان محیط ‌زیست برای اقتصاد کشور و حتی برای زندگی مردم نگران‌کننده است.

در ادامه این گزارش آمده است: سرانه بیابان‌ ها در کشور ما از دو برابر جهانی بیشتر است و اگر این موضوع را با پایین رفتن سطح آب‌ های زیرزمینی، خشک شدن بسیاری از روان ‌آب ‌ها و تالاب ‌ها و هجوم توده ‌های عظیم غبار از کشورهای همسایه در یک قاب ببینیم با تصویری تهدید آمیز مواجه می‌شویم که می‌تواند حیات را در کشور ما با مخاطره مواجه کند. بیابان ‌زایی در میان بخش ‌های مولد اقتصاد کشور اثر ملموس خود را بر بخش کشاورزی گذاشته و کاهش سطح زیر کشت در برخی استان‌ها و مهاجرت بهره ‌برداران این بخش به شهرها از پیامدهای آن است. 80 درصد سرزمین ایران با اقلیم خشک و نیمه ‌خشک دست و پنجه نرم می‌کند اما برنامه‌ های کشاورزی کشور تاکنون سنخیتی با این اقلیم نداشته است.

روزنامه«ایران» با درج گزارشی با عنوان« زلزله خاموش در 20 درصد خاک ایران » آورده است: «سرزمین ما، خانه ما و آینده ما»، اکنون در حساس ‌ترین شرایط از نظر پایداری زیستی قرار دارد. بیابان زایی، فرونشست زمین، افت سفره‌ های آب زیرزمینی و نابودی پوشش گیاهی جنگلی و مرتعی که در یک کلام منجر به افت کارآیی سرزمین و افول تنوع زیستی کشورمان و تشدید پدیده گرد و غبار و طوفان ‌های شنی شده است و از هر چهار گوشه کشور در حال پیشروی به داخل سرزمین است.

در ادامه این مطلب می خوانیم: «بین تخریب سرزمین و مهاجرت ارتباط مستقیم و مشهودی وجود دارد. چرا که اگر رقابت زیادی برای دستیابی به منابع باشد، مردم دست به مهاجرت می‌زنند و به قصد پیدا کردن منابع آب و غذا جابه‌جا می‌شوند و امروز در برخی از کشورها این معضل باعث شکسته شدن ساختارها شده است و ما وظیفه داریم اطمینان حاصل کنیم افرادی که در معرض این آسیب هستند، آینده و امنیت آنها تأمین شود.»

روزنامه«وقایع اتفاقیه» با انتخاب گزارشی با عنوان«رد پای انسان در تخریب محیط زیست» نوشت:‌ چهار استان در ایران به ‌طور جدی در خطر بیابان ‌زایی قرار دارند. 18 سال دست و پنجه نرم‌کردن با خشکسالی از خراسان‌جنوبی استانی سرتاسر بیابان ساخته. وجود ۸۶ درصد عرصه بیابانی این استان را به دومین استان بیابانی کشور تبدیل کرده است. کارشناسان می‌گویند اگر روند خشکسالی تا ۱۵ سال آینده ادامه داشته باشد در این استان چیزی به‌ عنوان مرتع وجود نخواهد داشت، آنها انسان را یکی از عوامل مهم در گسترش بیابان ‌زایی می‌دانند و بر این باورند که تغییرات اقلیمی بر‌ اساس تغییر الگوی زندگی انسانی به وجود آمده است. گسترش بیابان بعد از تغییر اقلیم و کمبود آب شیرین به ‌عنوان سومین چالش مهم جامعه جهانی به حساب می‌آید.

در ادامه این مطلب آمده است:‌ بیابان ‌زایی از جمله چالش ‌های زیست ‌محیطی است که درحال ‌حاضر مناطق بسیاری از ایران درگیر آن هستند. در گسترش پدیده بیابان ‌زایی دو عامل «محیطی و انسانی» نقش بسزایی ایفا می‌کند که شرایط اقلیمی از قبیل کاهش نزولات آسمانی، تبخیر بالای آب، پدیده گرمایش زمین و تغییر اقلیم که منجر به افزایش فرسایش بادی و گسترش بیابان‌زایی می‌شود، از عوامل محیطی است. از فعالیت‌های انسانی می‌توان به برداشت بیش از حد سفره ‌های آب زیرزمینی، فشار بیش از حد بر خاک، افزایش وسعت زمین‌های کشاورزی، چرای بی‌رویه، ورود دام به جنگل‌ها و تغییر غیرقانونی و نادرست کاربری اراضی مانند تبدیل جنگل یا مراتع به کشتزار و زمین‌های کشاورزی اشاره کرد که همه سبب تشدید پدیده بیابان‌ زایی در کشور می‌شود.

** طلاق؛ آسیبی فراروی جامعه امروز
متاسفانه یکی از آسیب‌ های رو به افزایش جامعه معاصر پدیده طلاق با عنوان پایان زندگی زناشویی است. به طور قطع می‌توان با افزایش تعاملات زناشویی، تدوین نقش‌ها، تکالیف و حقوق زن و شوهر، آموزش فرایندهای مدیریت بحران مرزهای استقلال عمل و مواردی از این دست در افزایش رضایت و ارتقاء دوام زندگی مشترک و قوام تعامل های زناشویی اقدام های موثری را محقق ساخت.

روزنامه«خراسان» با انتخاب گزارشی با عنوان« داوری تشریفاتی در طلاق» نوشت: داوری وحکمیت از شیوه های حل و فصل دعاوی در میان مردم بوده و دین مبین اسلام نیزبرای حل اختلافات زناشویی از طریق داوری وحکمیت اهمیت ویژه ای قائل شده به طوری که خداوند در آیه 128 سوره نسا در قرآن می فرماید:اگر زنی از شوهرش بیم ناسازگاری یا اعراض داشته باشد، بر آن دو باکی نیست که با یکدیگر صلح کنند و صلح بهتر است. لذا قانون گذار نیز اهمیت خاصی برای داوری در دعاوی خانوادگی قائل شده و در قانون حمایت از خانواده، ارجاع به داوری در دعوی طلاق را ضروری دانسته است.

در ادامه می خوانیم: «مهری قنبرنیا»وکیل پایه یک که به امر وکالت اشتغال دارد، درباره داوری در روند طلاق می گوید: داوری بحث جدیدی نیست وطبق ماده واحده، قانونی تحت عنوان نبود سازش وجود دارد که یک موضوع تشریفاتی است و هرگاه دادگاه احراز کند که شرایط برای طلاق مهیاست به طرفین اعلام می کند که یک داور معرفی کنند، امری که مستند به آیات قرآن است. اگر هریک از طرفین داور معرفی نکنند به طرف مقابل اعلام می کنند که به جای طرف، داور معرفی کند. در این فرم داور مشخصات خود را درج وبه عنوان مثال اعلام می‌کند که شش ماه یا دوسال است که این زوج را می شناسد واز شرایط زندگی آن ها آگاه بوده وبر اساس شواهد ادامه زندگی آن ها امکان پذیر نیست وبهتر است حکم طلاق صادر شود.

روزنامه«جهان صنعت» با درج یادداشتی با عنوان«دلایل طلاق» نوشت: عدم مسوولیت‌پذیری، طلاق عاطفی، اعتیاد، دخالت اطرافیان، کمبود مهارت‌های زندگی، بیکاری، عدم تسلط به مهارت‌های حل مساله، عدم حمایت‌های روانی و عاطفی، پایین بودن آستانه تحمل و همچنین عدم بلوغ فکری از جمله دلایل مهم درخواست طلاق هستند.

در ادامه این یادداشت که به قلم میترا زمانی نگاشته شده، آمده است: عدم مسولیت ‌پذیری که مشخص است، زوجین سر اینکه چه کسی ظرف ‌ها را بشوید اختلاف دارند!، طلاق عاطفی هم معلوم است. این مرحله طلاق مقدماتی نام دارد و دو واحدی است که طرفین بعد از پاس کردن آن به مرحله طلاق پیشرفته لول آپ می‌شوند!، اعتیاد که مشخص است. یکی از طرفین بیشتر ترجیح می‌دهد پای منقل خودش را گرم کند تا پای کانون گرم خانواده که در این‌طور مواقع پیشنهاد می‌شود طرف را با همان انبر دستی مورد استفاده آنقدر بزنند که به غلط کردن بیفتد!، دخالت اطرافیان که اصلا یکی از سرجهازی‌های ازدواج‌ های ایرانی است! شما یک دانه ازدواج نشان بدهید که اطرافیان در آن دخالت نکنند!، کمبود مهارت‌های زندگی! این یکی دیگر خیلی تابلو است و شرح بدهم کل مطلب سانسور می‌شود!، بیکاری هم که بد دردی است. یک نوع از طلاق ناشی از دردهای بیکاری است که در آن مرد یا زن بیکارند در نتیجه از صبح تا شب دق دلی خود را سر طرف مقابل خالی می‌کنند.

روزنامه«دنیای اقتصاد» در گزارشی با عنوان«روایتی دردناک از طلاق های توافقی» آورده است: می‌گویند 80 درصد از طلاق ‌هایی که صورت می‌گیرد طلاق عاطفی را به خود اختصاص داده است. اگر در روز 500 طلاق ثبت شود، طلاق توافقی بر صدر جدول نشسته و به راحتی جاری می‌شود. خانم، مثل آب خوردنه، انگار رفتی بانک داری یه فیش بانکی پر می‌کنی به همین راحتی. یعنی به این سرعت؟بله، فقط یه تمبر باطل می‌کنی و بقیه کارها روتینه و در یه چشم به هم زدن انجام میشه. چون راحته طلاق توافقی رو انتخاب کردی؟ خب اولش نمی‌دونستم این قدر سریع انجام میشه ولی چون با همسرم موافق بودیم اینو انتخاب کردیم حوصله طول کشیدن و کش وقوس‌های الکی رو نداشتیم.

در ادامه این گزارش می خوانیم: فرزین دهدار، وکیل پایه یک دادگستری درباره طلاق توافقی می‌گوید: اگر بخواهیم به طور اجمالی به قوانین خانواده نگاه کنیم در قانون مدنی راجع به بحث ازدواج مقرراتی وجود دارد.قبل از انقلاب قوانین متعددی درخصوص قانون حمایت از خانواده تصویب شده بود که در مواردی با مبانی شرعی و اسلامی مغایرت داشت. قانونگذار در سال 91 به دلیل پراکندگی قوانین مربوط به مهریه، ازدواج و طلاق و... قانونی را تحت عنوان قانون حمایت از خانواده به تصویب رساند که در آن راجع به صلاحیت دادگاه‌های خانواده نسبت به طلاق، مهریه، ازدواج، مراکز مشاوره و...مقرراتی وضع کرد که منطبق با قانون مدنی و شرعی اسلام بود. امان ‌الله قرایی مقدم جامعه شناس نیز معتقد است که هیچ کس بهتراز خود زوجین نمی‌تواند درباره زندگی آنها تصمیم بگیرد. درست است که مشاوره خوب است ولی مشاور نمی‌تواند در یک زمان کم به خصوصیات شخصیتی و فرهنگی و اخلاقی افراد اشراف پیدا کند.

** بالندگی کودکان در گرو ارتقای آگاهی جامعه نسبت به حقوق آنان
افزایش توجه و ارتقای آگاهی جامعه نسبت به حقوق کودکان موجب رشد و شکوفایی استعداد های آنان می شود. باید با زبان کودکان و نیازهای آنان آشنا شد، زیرا کودکی مهمترین و تأثیر پذیرترین دوران زندگی برای تغییر و اصلاح سبک زندگی است.

روزنامه«آرمان» در مطلبی با عنوان«مهربانی با کودکانی ویژه» به گفت وگو شیوا دولت آبادی پرداخت و نوشت:‌ نگاه ‌های عجیب و غریب و گاهی تعجب آمیز مردم به حدی کودکان با شرایط خاص و خانواده‌ های آنان را می‌رنجاند که بسیاری از آنها در خانه ماندن را ترجیح می‌دهند؛ کودکانی که بیماری یا شکل چهره شان دست خودشان نیست و ناخواسته چنین شرایطی برایشان به وجود آمده است.

شیوا دولت‌آبادی، روانشناس، درباره نحوه برخورد مردم با کودکان دچار ضعف فیزیکی می‌گوید: باید شهروندان با آگاهی و همدلی خودشان را جای کودک بیمار و خانواده او بگذارند. مهم این است که این کودک در حال رشد است و اگر قرار باشد که بخشی از هویت او مورد ترحم قرار گیرد طبیعتا استقلال و عزت نفسش آسیب می‌‌بیند. بنابراین داشتن آگاهی، همدلی و شعور ارتباط، بیش از هر چیزی در شهروندان اهمیت دارد و این مساله تنها با «خود را جای دیگری گذاشتن» به دست می‌آید. مهدکودک، مدرسه، دانشگاه و در کل اجتماع نیز در شکل دادن اعتماد به نفس در این کودکان نقش عمده‌ای دارند. البته کودکانی با ظاهر نازیبا و کاستی در اندام اگر در جریان رشد و خودآگاهی قرار بگیرند، می‌توانند بخشی از کمبودهای خود را با کسب توانمندی‌ها جبران کنند.

روزنامه«اطلاعات» با درج گزارشی با عنوان«جهان وامدار اندیشه ‌های خلاق» نقش آموزش در شکوفایی خلاقیت و نوآوری‌های کودکان و نوجوانان را بررسی کرد و نوشت: «خلاقیت» آغازش از زمان کودکی است این پدیده در ادامه زیست انسان، گسترش و توسعه یافته است.‏ «‏مفهوم «فکرکردن» به معنای توجه، تمرکز، دقت، باورآوردن، روان‌کردن، کنشگری، یادآوری، بکارگیری مهارت‌ها و فرآیندهای ذهن و نظام‌ یادها(هوش ‌و حافظه) است. سرچشمه افکار خلاق در کنش‌ و واکنش‌های نرون‌های مغز است. بستگیِ نُرون ‌های بی ‌شمار مغزی، ذهن را به تکاپو وا می‌دارد و سبب جریان آزاد اندیشه می‌شود و دریافت ابژه‌های گوناگون را آسان می‌سازد.

در ادامه آمده است:‌ زمینه ‌سازی برای ایجاد خلاقیت و نوآوری در مدرسه ‌ها گسترده است و می‌تواند دربرگیرنده طرح معما، حل معما، جدول، سرگرمی، بازی ‌های فکری، هنر‌های زیبا، نویسندگی، خواندن مستقل، خواندن انتقادی، مطالعه اکتشافی، حل مساله، تمرکز موضوعی، سخن‌گفتن، مدیریت گفت‎ و‌شنودها، رهبری سمینارها و اداره کنفرانس‌های علمی باشد. بی‌گمان در یک فضای ایمن، سالم و آزاد که برای اندیشه‌ها ارزش قائل می‌شوند، هرکس مجال بسنده برای ابراز وجود خواهد داشت و می‌تواند درون‌ داشت‌ های خود را به نمایش بگذارد.‏‎‏ به کودکان و نوجوانان، مجال اندیشه آزاد بدهید که از تفکرهای باسمه‌ای دور شوند و با مدیریت از نیمکره راست مغز خود (جایگاه تولید اندیشه و تفکر واگرا) به خوبی سود برند.

روزنامه«جام جم» با انتخاب گزارشی با عنوان«ایست به آسیب های اجتماعی دانش آموزی» آورده است: مهار زمینه‌ های آسیب‌ های اجتماعی در سه فضای مدرسه، خانواده و محله با تاکید بر مدرسه به عنوان جدی ‌ترین فضای اجتماعی کودکان و نوجوانان است. مراقبت در برابر آسیب‌های اجتماعی وزارت آموزش ‌وپرورش نیز که از اجرای سراسری این طرح از سال تحصیلی آینده خبر می‌دهد،‌ استقرار نظام جامع مراقبت اجتماعی برای دانش ‌آموزان از طریق مشارکت بین بخشی بر مدل بومی و سبک زندگی اسلامی ـ ایرانی، گسترش آموزش ‌های رشدمدار در زمینه پیشگیری از رفتارهای پرخطر، آسیب‌های اجتماعی و بزهکاری، ایجاد نظام شناسایی دانش‌آموزان آسیب‌پذیر و آسیب دیده و طراحی و توسعه مداخلات موثر حمایتی و توانمندسازی برای دانش‌آموزان را از اهداف طرح نماد می‌خواند.

روزنامه«شهروند»‌ با انتخاب گزارشی با عنوان«کودکان معتاد در محله‌ های فقیر» نوشت: فقر بیشترین معضلی است که در طرح شناسایی کوچه‌گردان مشاهده شد. بررسی ‌های نشان می دهد بیش از ٦٠‌درصد خانواده‌ ها در محله های فقیر دچار بیماری هستند. اینها بخشی از گزارشی است که عسل نعمت ‌الله، مسئول اجرای طرح کوچه‌گردان عاشق جمعیت امداد دانشجویی امام علی(ع) می گوید: «اتفاقی که ما در این دوره شاهد آن بودیم، وجود ٦٠ مورد کودک معتاد در این محله‌ها بود که بیشتر آنها پسر بودند و وضع وحشتناکی داشتند. ما حتی متوجه شدیم که بعضی از این کودکان از مدرسه اخراج شده‌اند. برای ما سوال بود که چرا مدرسه با وجود آگاهی به اعتیاد این کودکان به جای درمان و رفع این موضوع، بچه‌ها را اخراج می‌کند.» «امسال طرح کوچه‌گردان عاشق در ٢٧ استان کشور برگزار می‌شود. «مدل‌های جذب در منابع مالی بحث کمک‌های خرد وسیع است، چرا که به دنبال مشارکت هرچه بیشتر مردم و آگاهی ‌بخشی بیشتری هستیم.»

*گروه اطلاع رسانی
خبرنگار: مریم همتی* *انتشار دهنده: شهربانو جمعه

پژوهشم**9117**9131

منبع : http://www.irna.ir/fa/News/82568642/