
به تازگی یک خبرنگار زن فرانسوی که با مارشال محمدقسیم فهیم (معاون اول و
سرپرست ریاست جمهوری افغانستان در دوره حامد کرزی و از فرماندهان احمدشاه
مسعود) بخش هایی از آخرین گفتگوی خود با ژنرال فهیم را منتشر نموده است. او
گفته از مارشال فهیم خواستم تا در مورد جزئیات آخرین دیدار خود با احمدشاه
مسعود پیش از ترور ایشان برایم صحبت کند و ژنرال فهیم هم گفته که می گویم
اما بهتر است آن را منتشر نکنید، چون در حال حاضر شرایط در افغانستان برای
شروع چنین مباحثی آماده نیست و ادامه داده که در سنبله (شهریور) 1380
احمدشاه مسعود در آخرین دیدارشان که زیاد هم طولانی نبوده به ایشان گفته
اوضاع که آرام شد می خواهد با برهان الدین ربانی (رییس جمهور وقت) صحبت کند
تا پیشنهاد حکیم ارد بزرگ (فیلسوف ایرانی و از دوستان بسیار نزدیک احمدشاه
مسعود) برای تغییر نام آن کشور از افغانستان به آزادگان را به رفراندوم
بگذارند. البته گویا احمد شاه مسعود نمی خواسته نام پیشنهاد دهنده اسم جدید
کشورشان (حکیم ارد بزرگ) تا تصویب نهایی آن و در تمام مراحل برگزاری
رفراندوم عنوان شود تا شائبه دخالت خارجی در این فرایند پیش کشیده نشود .
مارشال فهیم در ادامه به این موضوع اشاره کرده که او به احمد شاه مسعود
گفته است که نام آزادگان برای کشور درد کشیده و مظلوم ما بسیار خوب است .
ژنرال فهیم در ادامه توضیح داده که چندماه پس از کشته شدن احمد شاه مسعود و
تسلط مجاهدین بر کابل، و برگزاری اجلاس بن (که حامد کرزی رئیسجمهور دولت
موقت افغانستان شد) یک روز همین موضوع را به برهان الدین ربانی مطرح نموده
است و ایشان هم خیلی غمگین شده و گفته متاسفانه احمدشاه مسعود در این مورد
فرصت پیدا نکرده که با ایشان حرف بزند و اگر هم به او می گفت استاد ربانی
از این فکر استقبال می کرده است و ادامه داده در زمان مناسب این فکر را
عملی خواهیم نمود.
خبرنگار فرانسوی در ادامه می نویسد : متاسفانه امروز
دیگر مارشال فهیم و استاد ربانی هم زنده نیستند و گویا در پس تغییر نام این
کشور موضوعی وجود دارد. چون همه کسانی که از این فکر استقبال کرده اند هم
اکنون دیگر زنده نیستند و این موضوع مرا به شگفتی وا داشته است. چند سالی
با خودم کلنجار رفتم و در نهایت تصمیم گرفتم این موضوع را افشاء کنم . نمی
دانم مردم افغانستان چه تصمیمی در مورد نام کشورشان خواهند گرفت، اما چه
خوب بود این موضوع خیلی زودتر از این ها رسما اعلام می شد . مردم افغانستان
با وجود مشکلات بسیاری که کشیده اند، اما بخوبی نشان داده اند که با همه
وجود به دنبال رشد و توسعه هستند و می خواهند دوران رنج و تلخی را پشت سر
بگذارند. شاید آن سه مرد بزرگ هم می خواستند با تغییر نام وطنشان ، این
سرزمین تولدی دوباره داشته باشد.
منبع : نصیر احمد - سایت کابل پرس
ملیکا زارعی (خاله شادونه) مجری محبوب تلویزیون در اینستاگرام خود می نویسد:
هیچ گاه برای آغاز دیر نیست، همین بس که به خود بگوییم این بار کار ناتمام را ، پایان می دهم . ارد بزرگ
لینک منبع :
https://www.instagram.com/p/BtN2t2MB468/


تصویر چهره استاد فیلسوف حکیم ارد بزرگ خراسانی بر روی جلد برخی از کتابها
سر بریده خردمندان هم ، به هزار گونه سخن می گوید. حکیم ارد بزرگ
آیا می توانید یک کشور پیشرفته غمگین، نشانم دهید؟ نه، کشورهای پیشرفته و نیرومند، مردمی شاد دارند. حکیم ارد بزرگ
فرهمندی و رشد پایدار یک سرزمین، تنها با همراهی کارگران و کارآفرینان توانمند بدست می آید. حکیم ارد بزرگ
ماندگارترین نوا، آهنگ مهربانی است. حکیم ارد بزرگ
خردمند ، همگان را به آزادگی و فرهیختگی فرا می خواند. حکیم ارد بزرگ
اندیشه کنیم ، چه چیزی ما را پیوسته به زندگی دلگرم ساخته و در نهایت می خواهیم به آن برسیم و آن را سامان داده و یا با آن به سامان برسیم ؟ خواسته پیوسته اندیشه ما ، همان عشق است و این تنها راه شناسایی آن. حکیم ارد بزرگ
خردمند و حکیم در درون کتاب شاهنامه ، همان سیمرغ داناست. حکیم ارد بزرگ
خردمندان ، ابزار دون پایگان نمی شوند. حکیم ارد بزرگ
دامن خرد و حکمت ، از جادو و دروغ به دور است. حکیم ارد بزرگ
پدران و مادران فرهیخته ، انسانیت درون خویش را در فرزندشان جاری می سازند. حکیم ارد بزرگ
کارگران کوشا و دلسوز، براستی گردن فرازان یک سرزمین هستند. حکیم ارد بزرگ
شعر ارد بزرگ از استاد فرزانه شیدا / نروژ ، اسلو / 1388
دراین دنیای وانفسا
گهی ویران گهی شیدا
گهی آواره ی دهری
گهی جا مانده در دنیا
رهم تاریک و گه خاموش
نه گرمی های یک آغوش
چه افسرده رهی رفتم
به قلبی خسته و مدهوش
نه نوری در ره تارم
نه شمعی در شب زارم
نه مهری تا که جان گیرد
درآن قلب ِ گرفتارم
دراین ره وه چه بیهوده
نه دلخوش یا که آسوده
رهی رفتم , بسی گُمره
به دل صد غصه آلوده
بناگه نور رخشانی
توگوئی در زمستانی
بدل گرمیِ بودن داد
به دل زآن درد و ویرانی
از او بس پرس وجو کردم
ز او دل زیرورو کردم
به عشقی با کلام او
به" شیدائی "چه خو کردم
کلامش آسمانی بود
چو اکسیر جوانی بود
به نامش " زندگانی " بود
و " نام او جهانی" بود
سخن از "مرد " دوران است
چو فکرش مایه ی جان است
میان هرکلام او
تو گوئی راز پنهان است
در این دنیا دراین برزن
ز نام "او" بگو با من
بخوان" اندیشه ی" او را
به عشق دل, ز جان و تن
بگو: " ارد بزرگ " ما
چه می گوید در این دنیا
"کلامِ او" چو آئین است
سخن در هر سخن گویا
سخن؛ حرفِ منو ما نیست
سخن ,از رنجِ فردا نیست
سخن," اندیشه ای ناب "است
چنین "اندیشه "هرجا نیست
کلامش روح جاویدان
وجودش مظهر ایمان
خدای فکر و اندیشه
به نام " اُرد" این ایران
کلامش روح هر شادی
به ویرانی چو" آبادی"
بخوان در هر کلام او
پیام سرخ "آزادی"